الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

337

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

بخش دوّم حتّى مضى الاوّل لسبيله فادلى بها الى فلان بعده . ثمّ تمثّل بقول الاعشى : شتّان ما يومى على كورها * و يوم حيّان اخى جابر فيا عجبا ! ! بينا هو يستقيلها فى حياته اذ عقدها لآخر بعد وفاته - لشدّ ما تشطّرا ضرعيها - فصيّرها فى حوزة خشناء يغلظ كلمها ، و يخشن مسّها و يكثر العثار فيها ، و الاعتذار منها ، فصاحبها كراكب الصّعبة ان اشنق لها خرم ، و ان اسلس لها تقحّم ، فمنى النّاس - لعمر اللّه - بخبط و شماس ، و تلوّن و اعتراض فصبرت على طول المدّة ، و شدّة المحنة . ترجمه اين وضع همچنان ادامه داشت تا نفر اوّل به راه خود رفت ( و سر به تيرهء تراب نهاد ) و خلافت را بعد از خودش به آن شخص ( يعنى عمر ) پاداش داد سپس به گفته ( شاعر معروف ) « اعشى » تمثّل جست : شتّان ما يومى على كورها * و يوم حيّان اخى جابر « بسى فرق است تا ديروزم امروز * كنون مغموم ودى شادان و پيروز » ( در عصر رسول خدا چنان محترم بودم كه از همه به آن حضرت نزديكتر بودم ولى امروز چنان مرا منزوى ساختند كه خلافت را يكى به ديگرى تحويل مىدهد و كارى به من ندارند ) ! راستى عجيب است او كه در حيات خود از مردم درخواست مىكرد عذرش را